قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2873

تاريخ الفي ( فارسى )

الياس « 1 » بود . با جمعى از امراى بطيحه در مقام مدافعت شده كوشش مردانه نمود و برادرزادهء او در معركه افتاد و عنتر دستبردى نمايان نموده بازگشت . بعد از ساعتى ، باز بار ديگر عنتر بر ميمنه حمله آورد . اين نوبت ، امير عماد الدّين زنگى بن آقسنقر ، با مردم واسط ، از عقب عنتر درآمده او را در ميان گرفت . بنابراين ، عنتر بن ابى العسكر و بريك « 2 » بن زائده گرفتار شدند و از مردمى كه همراه ايشان بودند يكى زنده بيرون نرفت . و چون به واسطهء اين واقعه ميمنه و ميسرهء هر دو سپاه بر هم خورد ، امير آق‌بورى « 3 » ، كه با پانصد سوار كمين سپاه خليفه بود ، اين حالت را مشاهده نمود . با آن پانصد سوار از كمين‌گاه برآمده بر قلب سپاه دبيس زد . به مجرّد رسيدن او جميع سپاه دبيس ، سلاح از دست انداخته ، خود را به آب زدند و اكثر ايشان غرق شدند . دبيس خود نيز ، پياده شده ، از آب درگذشت و زنان و فرزندان او همه اسير شدند غير از دو زنش ، كه يكى دختر امير ايلغازى بود و ديگر دختر عميد الدّولة بن جهير ، كه ايشان را در مشهد « 4 » گذاشته بود . القصّه ، در اين معركه ، اكثر سپاه دبيس هلاك شدند و از لشكر خليفه زياده از بيست سوار كشته نشد . خليفه بعد از اين فتح نامى ، در روز عاشورا ، با شوكت و ابّهت تمام ، به بغداد درآمد و مردم شهر بغداد را آذين بسته شادىها نمودند . بعد از اين واقعه ، مدّتى مديد از دبيس خبرى نبود ؛ چنانچه اكثر مردم حكم مىكردند كه وى نيز در معركهء جنگ كشته شده ، آخر الأمر بعد از مدتى ، مشخص شد كه وى به باديهء حجاز رفته جمعى از اعراب را با خود متفق ساخته به بصره درآمد و امير سخت‌كمان را ، كه والى بصره بود ، به قتل رسانيد و شهر بصره را به حوزهء تصرّف خود درآورد . چون اين خبر به سمع خليفه رسيد ، امير برسقى را بر اهمال او بسيار معاتب گردانيد . پس امير برسقى درساعت لشكرى انبوه آراسته به دفع او نامزد نمود . چون دبيس خبر توجّه لشكر به جانب بصره را شنيد ، دانست ، كه به واسطهء بىاستعدادى ، او را با آن اعراب سر و پا برهنه طاقت مقاومت ايشان نيست . بنابراين ، پيش از آمدن آن لشكر بصره را گذاشته به قلعهء جعبر رفت ؛ و از آنجا رفته به فرنگان پيوست ؛ و ايشان را نيز برداشته بر سر حلب آورد . و چون ايشان را آورد و نتوانست در آنجا كارى از پيش ببرد ، از فرنگان نيز جدا شده خود را به ملك طغرل بن سلطان محمّد رسانيد . ملك طغرل مقدم او را عزيز دانسته در مقام تربيت او شد . وى

--> ( 1 ) . در متن ابو بكر بن الباس آمده است . ( 2 ) . ق : برتك ؛ ش : بربك . ( 3 ) . در متن به صورت آق‌ثورى آمده است . ( 4 ) . مراد مشهد باب التين بغداد است كه محلّهء بزرگى بود در بغداد ، در كنار خندق مقابل قطعيهء ام جعفر - معجم البلدان .